Music of Leon

۹ خرداد، ۱۳۸۷ | نویسنده: Silence | موضوع: Lyrics

او برای تمدد اعصابش ورق بازی می کند
افرادی که با او بازی می کنند،هرگز به او ظنین نمی شوند
او برای پولی که برنده می شود بازی نمی کند
برای شهرت هم بازی نمی کند
او ورق بازی می کند تا پاسخ سوالش را بیابد
هندسه مقدس بخت
قانون پنهان نتایج احتمالی
شماره ها رقصی را به راه می اندازند
می دانم که «پیک» شمشیر سربازان است
می دانم که «گشنیز» سلاح جنگ است
می دانم که «خشت» در این هنر به معنای پول است
اما «دل» شکل قلب من نیست
او شاید سرباز «خشت» بازی کند
شاید بی بی «پیک» را وسط بندازد
شاید شاهی را در دستش پنهان کند
در جایی که خاطره آن محو می گردد
اگر گفتم که دوستت دارم
چه بسا فکر کردی که حقیقت ندارد
من مردی با چهره های متفاوت نیستم
تنها یک چهره دارم
کسانی که حرف می زنند،چیزی نمی دانند
تنها خود را به رخ می کشند
همانند کسانی که همه جا به دنبال بخت می گردند
آنان که ترس را به خود راه دهند،گمراه شده اند

He deals the cards as a meditation
And those he plays never suspect
He doesn’t play for the money he wins
He doesn’t play for respect
He deals the cards to find the answer
The scared geometry of chance
The hidden law of a probable outcome
The numbers lead a dance
I know that the spades are swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that’s not the shape of my heart
He may play the jack of diamonds
He may lay the queen of spades
He may conceal a king in his hand
While the memory of it fades
And if I told you that I loved you
You’d maybe think there’s something wrong
I’m not a man of too many faces
The mask I wear is one
Those who speak know nothing
And find out to their cost
Like those who curse their luck in too many places
And those who fear are lost

یک نظر
نظر دهید »

  1. هندسه مقدس بخت
    یعنی چی؟

نظر دهید